تبلیغات
 اخبار سونیک - ترس های خطر ناک قسمت دوم
من واقعا متاسفم خیلی دیر کردم 
هیچ ایده ای نداشتم
مشکلم حل شد
متال سونیک:بیاید تو
همه وارد شدن
جوبیس:ما رو کشوندی برای یه خرابه؟
متال سونیک:تا اونجایی که من میدونم همین خرابه ها هم پر طرفدار هستند
سونی:قراره همین جا وایسیم تا زیر پاهامون یونجه در بیاد ؟
متال سونیک:من و گلدن وماتیلدا ....کورپر و حمیر با راکسل 
و سونی و جوبیس و هلنا

راکسل:آه..
هلنا:خدا رو شکر
جوبیس:منو با اینا میندازی؟؟؟

متال سونیک:هر تیم از یه طرف میره
ما از وسط .تیم دوم از چپ و تیم سوم از راست
همه یکم غر غر کردن بعد راه افتادن (تیم کشی بهتر از این میخواستی؟)
 ...........................................
تیم یک:
ماتیلدا:مثلا ترسناک
هر سه نفر وارد سالن بزرگی شدن
ناگهان در با بادی شدید بسته شد
گلدن:متال ...
متال سونیک :باز بگید نمیترسیم 
متال سونیک رفت که در را باز کند اما در قفل شده بود
ورشکا:برو کنار 
ورشکا خودش رو برای پرتاب اتش اماده کرد
اما چند لحظه بعد فریاد خفیفی کشید
گلدن:چی شد
ماتیلدا:نیروم ...کار نمیکنه
گلدن:برو کنار بزار من امتحان کنم
اما گلدن هم قدرتی نداشت
حتی متال سونیکم بی نیرو شده بود
ماتیلدا:باید از اینجا بریم
گلدن:اروم باش.این خونه راهرو هاش و اتاقاش به هم راه داره
پس حتما یه راه خروجی هست
متال سونیک:یه چیز اینجا طبیعی نیست
گلدن:ترسیدی؟اینجا یه سالن غذا خوری عادیه
متال سونیک:خیلی بزرگه
گلدن:خب؟
متال سونیک:به نظرت همچین سالن بزرگی به درد یه خونه کوچیک میخوره
ماتیلدا:میشه بس کنید و دنبال راه خروج بگردید
....................................
گروه دو:
حمیر:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه.یعنی در حدی ترسناکه که خوابم بگیره
بلدید که صفر بنویسید؟
راکسل:میدونستم با اینا بیفتم همچین اتفاقی میفته
کورپر:من میگم بهتره برگردیم عقب ... ممم ممیشه به عقب نگاه کنید
حمیر و راکسل برگشتند
پشتشون فقط دیوار بود
راکسل:اینجا باید یه خروجی باشه 
حمیر:بهتره ادامه بدیم شاید راه خروجی پیدا کردیم
کورپر:مثل اینکه تنها راه باقی موندست
...................................
گروه سه:
جوبیس:موندم چرا قبول کردم بیام
سونی:نکنه بهش اعتماد ندارم
جوبیس:دارم اما پیشنهادش به درد لای جر.....................
ناگهان زیر پایش خالی شد 
همون موقع هلنا دستش رو گرفت
سونی هم به هلنا کمک کرد تا او را بالا بکشد
جوبیس:ممنون 
هلنا نگاهی به چاله ای که به وجود اومده بود انداخت
تکه های چوب و اهن مثل تیع از ان بیرون زده بودن
اگه جوبیس رو سریع نگرفته بود جوبیس قطعا مرده بود
جوبیس:بهتره برگردیم .اینجا اصلا امن نیست
هر سه نفر برگشتند اما دیدند که طبقه بالایی ریزش کرده
و مسیری هموار به سمت بالا ساخته
جوبیس:شما چی فکر میکنید
سونی:بهتره راه بیفتیم
........................................
این قسمت از نظر خودم بد نبود اما مهم نظر شماست


تاریخ : چهارشنبه 14 مرداد 1394 | 11:33 ق.ظ | نویسنده : متال سونیک | نظرات

  • paper | پایگاه صنعتی | سمینار نیوز