تبلیغات
 اخبار سونیک - رنج و مرگ (قسمت هشتم)
قسمت هشتم:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خو منو نگا نکن برو ادامه
متال سونیک: عجله کنید داریم میرسیم.
هر شش خارپشت به سرعت به سمت در بزرگی که در انتهای راهرو بود میدویدند
پشت سر انها مرگ خار ها به سرعت داشتند نزدیک میشدند
گلدن:باز نمیشه
لی لی:برید عقب
همه اروم یک قدم رفتند عقب همون موقع لی لی شروع کرد به پخش کردن مواد مذاب روی در
در در مواد مذاب سوخت و از بین رفت و مواد مذاب به سرعت سرد شدن و تبدیل به سنگ شدن
همه  از در (باقیمانده در ) رد شدند اما پشت اون در فضای باز نبود بلکه سالن بزرگی بود که مرگ خار ها در ان جمع شده بودند
متال سونیک:صد تایی میشن.
مرگ خار ها ناگهان شروع به حمله کردن اما حمله انها تاثیر خاصی نداشت
لورا با شلاق مرگ خار ها رو گیج کرده بود و از طرفی دیگر متال سونیک و گلدن که به هم تکیه داده بودن(پشتشون رو به هم چسبونده بودند) با اتش  و لیزر مرگ خار ها رو عقب میروندند
لی لی با مواد مذاب کاری کرده بود که مرگ خار ها فضای زیادی برای حرکت نداشته باشند
و رکسانا مرگ خار هایی رو که گیج شده بودند نابود میکرد
اما ناگهان همه مرگ خار ها دست از مبارزه کشیدند
دری که در سمت دیگر سالن بود باز شد و شاه تاریکی وارد سالن شد
شاه تاریکی:خب خب خب .شما قوی تر از اونی هستید که من فکر میکردم
اما دیگه بسه
لورا پرید و شروع به پرواز کرد و با شلاق ضربه ای زد که شلاق دور شاه تاریکی قفل شده بود انگار با طناب ببندنش . شاه تاریکی هیچ کاری نکرد ناگهان هیکلش شعله ور شد و شلاق سوخت
شاه تاریکی:فقط همین؟
لورا: میدونی که شانسی نداری چون من میتونم ذهنت رو بخونم
شاه تاریکی:پس همین کار رو بکن
متال سونیک:لورا این کارو نکن
لورا سعی کرد به ذهن شاه تاریکی وصل شود اما شاه تاریکی قوی تر از اونی بود که بتونه ذهنش رو بخونه
ناگهان چشمای لورا سیاه شد
شاه تاریکی: ذهنت برای منه
همون موقع رکسانا صندلی بزرگی را بلند کرد و به سمت شاه تاریکی پرتاب کرد شاه تاریکی 
تواسنت جاخالی بدهد اما ارتباطش با لورا قطع شد و لورا به حالت اولش برگشت
لی لی رز:اگه همه با هم حمله کنیم حریف ما نمیشه 
همه به سمت شاه تاریکی دویدند اما شاه تاریکی اماده بود
شاه تاریکی هر دو دستش را بالا برد و ناگهان رعد سرخی از دستان شاه تاریکی ازاد شد و همه را به دیوار کوبید
شاه تاریکی:حالا این بازی تمام میشه
شاه تاریکی گلوله اتش سبز رنگی در دستانش درست کرد
متال سونیک میدانست که این اتش مرگ است و با یک ضربه جان طرف مقابل را میگیرد
همان موقع خارپشتی نقره ای که ماسکی سفید داشت پرید داخل
شاه تاریکی:تو کی هستی؟
؟؟؟؟:دشمن قسم خوردت
اون خارپشت چیز گردی را به زمین کوبید همان موقع کل سالن را دود برداشت و وقتی دود ناپدید شد اثری از خارپشت ها نبود.
شاه تاریکی: نههههههههههههههههههههههههههه
بعد رو کرد به مرگ خار ها
شاه تاریکی:پیداشون کنید . زنده یا مرده برام مهم نیست . یا بیاریدشون یا نابودشون کنید
.............
وقتی اون دود درست شد اون خارپشت به انها کمک کرد تا فرار کنند اما اثر برق باعث شده بود بیهوش بشن. البته جز متال سونیک.
گلدن:ما کجاییم؟
متال سونیک:اون خارپشت کمکمون کرد فرار کنیم
؟؟؟؟:باید این کارو میکردم . شما همنوع من هستید
رکسانا:ای سرم . راستی میتونم اسمتون رو بپرسم
؟؟؟؟:البته من ماریا هستم
متال سونیک:یه سوال دیگه چرا ماسک زدی؟
ماریا:بهتره دیگه این سوال رو نپرسی
....
چطور بود . نظر نشه فراموش . 


تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394 | 09:33 ب.ظ | نویسنده : متال سونیک | نظرات

  • paper | پایگاه صنعتی | سمینار نیوز